تجسم داده ها

تجسم داده ها

تجسم داده ها: چگونه می توان یک داستان را با داده ها تعریف کرد؟

هر داستان عالی بر مبنای تجسم و جزئیات استوار شده است. برای ساختن یک تصویر در ذهن شخص، اضافه کردن جزئیات لازم است تا واقعاً داستان کامل شود و شکل بگیرد. همین مسئله در مورد تجزیه و تحلیل و داده ها نیز صدق می کند. استفاده از این اجزا در استراتژی های بازاریابی ما آن را به گونه‌ای رقم زده است که به عنوان بازاریاب بتوانیم داستان هایی را برای کمپین های موفق و سفرهای مشتری بیان کنیم. با این حال، تفسیر درست همه داده ها و تبدیل آن به یک داستان عالی می تواند یک کار دشوار باشد که بسیاری از سازمان ها برای تحقق آن در تلاش هستند.

بنابراین، “داستان گفتن با داده ها” به چه معنا است؟

داده ها فقط مجموعه ای از اعداد هستند تا زمانی که آن را به یک داستان تبدیل کنید. نمایش گزارش ها و نمودارها بدون اضافه کردن روایت به داده ها می تواند گیج کننده باشد. هر بینش و روایت عالی توضیح می دهد که

  • چه اتفاقی افتاده است
  • چرا مهم است
  • و چگونه می توانید از آن استفاده کنید تا آن را به چیزی عملی تبدیل کنید.

تجسم داده ها (Data visualization) با استفاده از داده ها و آمار به روش های خلاقانه برای نشان دادن الگوهای و نتیجه گیری در مورد یک فرضیه یا اثبات نظریه ها، که می تواند به تصمیم گیری در سازمان کمک کند، می باشد.

چرا مهم است؟

گفتن یک داستان داده محور می تواند

  • هم برای ذینفعان
  • و هم برای مشتریان مفید باشد
  • و می تواند تصمیم گیری بهتری را در یک سازمان هدایت کند
  • و همچنین به جذب مشتریان کمک کند.

استفاده از تجسم داده ها برای ایجاد مشاهدات و بینش کلی در مورد مشتریان و خواسته های آنها، می تواند به جذب و حفظ مشتری کمک کند.

در اینجا به مثالی از Hubspot می پردازیم، هر دو تصویر زیر داده های یکسانی را نشان می دهند، اما یک لیست از اعداد و دیگری نمونه ای از تجسم داده ها در یک نمودار میله ای است. به راحتی می توان گفت که کدام یک جذاب تر و تأثیرگذار تر است.

تجسم داده ها تجسم داده ها

چگونه آن را انجام دهید؟

ابتدا باید تصمیم بگیرید که کدام داده ها مهم می باشند. در صورت عدم حذف اطلاعات غیر ضروری، آمارگیری می تواند بسیار زیاد و دشوار باشد. هنگامی که تصمیم گرفتید مهمترین داده برای برجسته سازی چیست، می توانید آن را به تصویر بکشید و به تجسم آن کمک کنید.

  • شناخت مخاطبان شما از مهمترین جنبه های بازاریابی است
  • و داده ها به دستیابی به آن کمک می کنند.

دقیقاً با چه کسی صحبت می کنید؟

با این کار مشخص می شود که باید روی چه جنبه هایی از داستان متمرکز شوید و مهمترین آن جنبه کدام هستند.

اگر این عضو ذینفع باشد، مباحث زیر خوبی است:

  • جذب مشتری بالقوه و چگونگی تبدیل آن به مشتری
  • و همچنین اطلاع دادن به آنها در مورد اینکه چه کاری انجام دهند یا چه کاری کمتر انجام دهند که به موفقیت برسند.

اگر مشتری باشد، موارد زیر را می توان در نظر گرفت:

  • چگونه تجربه آنها را بهتر کرده اید
  • و چگونه می توانید از طریق این داستان به آنها کمک کنید
  • و همچنان آنها را راضی نگه دارید.

با این وجود، برای شناخت مخاطبان خود،

  • ابتدا باید بدانید که چگونه داده های خود را بخوانید
  • و نحوه استفاده از آن را بدانید.

تجسم داده ها

از کجا شروع کنیم؟

بهترین مکان برای شروع جمع آوری داده های شما خواهد بود. بعد از اینکه همه داده های خود را در یک مکان، مانند یک Platform Management Data (DMP)، قرار دادید، می توانید تصمیم بگیرید که چه اطلاعاتی را می خواهید برای داستان خود استخراج کنید.

یک مثال از این امر می تواند این باشد که شما در صنعت بانکداری هستید و به دنبال اپلیکیشن بانکی آنلاین خود هستید. فرضیه شما این است که افراد جوان تمایل دارند برای انجام معاملات بانکی اپلیکیشن را دانلود کنند تا اینکه به شعبات بانک مراجعه کنند.

  • سپس از داده های دست اول برای تعیین تعداد دانلود اپلیکیشن توسط مشتریان جوان
  • داده های دست دوم به منظور درک این که چه معامله هایی را در این برنامه انجام می دهند
  • و داده های دست سوم برای درک این که چه تعداد افراد جوان در مقابل افراد مسن هر هفته وارد شعبه می شوند و آن را با داده های دست اول خود در مورد تعداد استفاده کنندگان از اپلیکیشن در هر هفته مقایسه می کنند.

فرض کنید که یافته های شما این است که

  • افراد جوان در واقع بیشتر اپلیکیشن را دانلود و استفاده می کنند تا از یک شعبه بازدید کنند.
  • این آماری است که شما می توانید به ذینفعان ارائه کنید تا بیشتر در توسعه اپلیکیشن سرمایه گذاری کنند تا خدمات درون شعبه.

ارائه این بینش ها از طریق تجسم داده ها می تواند تاثیرات و تصمیمات عملی سازمان را بهبود بخشد.

داده های غیر مرتبط همچنین می توانند از داستان های داده الهام بگیرند.

شرکت Whirlpool

یک نمونه واقعی این امر در کمپین هایی است که توسط شرکت Whirlpool شروع شده است.

آنها داده هایی را ارائه کردند که نشان می داد

  • بیش از ۴۰۰۰ دانش آموز هر روز مدرسه را ترک می کنند.
  • و افرادی که ۴۰ درصد نرخ بیکاری بیشتر
  • و ۷۰ درصد کمک دولت به آنها بیشتر است،
  • ۸ برابر بیشتر احتمال دارد که در آخر به زندان روند.

این داده ها همچنین نشان می داد که یکی از مهم ترین دلایل ترک دانش آموزان از مدرسه این است که خانواده های آنها توانایی خرید ماشین لباسشویی را ندارند و آنها خجالت می کشند که با لباس های کثیف به مدرسه بروند.

شرکت Whirlpool از این داده ها استفاده کرد و برنامه ای برای نصب لباسشویی در مدارس به راه انداخت تا دانش آموزان، محلی برای شست و شوی لباس های خود داشته باشند. براساس این گزارش، در سال اول، در این برنامه ۲،۳۰۰ بار شستشوی لباس ثبت شد. این امر منجر به افزایش بیش از ۹۰٪ حضور در مدرسه و ۸۹٪ افزایش مشارکت در کلاس توسط دانش آموزانی که از این وسایل استفاده کرده اند، شده است.

همیشه لازم نیست فعالیتی، با جزییات کمپین Whirlpool انجام شود.  بینش های قوی می تواند به اندازه توصیه تخصیص بودجه از یک زمینه به زمینه دیگر بر اساس عملکرد مداوم گذشته، ساده باشد.

همچنین می توانید از داستان های گذشته، حال و آینده به همراه داده استفاده کنید و روندهای آینده را در سازمان خود پیش بینی کنید یا روندهای گذشته و حال را نشان دهید.

تصمیم بگیرید که چگونه می خواهید داده ها را ارائه کنید،

به عنوان مثال

  • نمودار
  • جدول
  • اینفوگرافی
  • و غیره

تحقیقات نشان می دهد که

  • مخاطبان در ارائه محتوا عناصر بصری را به اعداد ترجیح می دهند
  • و در صورت ارائه تصویر اطلاعات ، آنها را دقیق تر به خاطر می آورند.

با این حال، آن ها را به یک پروژه هنری تبدیل نکنید و اطلاعات و تجزیه و تحلیل ها را از دست ندهید. تجسم و تصویرسازی ساده داده ها می تواند بیشترین تأثیر را روی مخاطبان داشته باشد، حال چه ذینفع باشد چه مشتری.

سخن آخر:

داستان نویسی داده ها می تواند کار دشواری باشد، اما از اهمیت ویژه ای برخوردار است. گفتن داستان با داده ها می تواند سازمان شما را به سمت موفقیت در زمینه دیجیتال سوق دهد و شما را در پیشبرد اهداف کمک کند.

گردآورنده: زهرا ترابی – تیم محتوا بلوباکس

 

پیام بگذارید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.